ریسمان هدایت خدا

خرید بک لینک

ترجمه آنچه مجانین عجیب غریب با معرفت ، گرداگرد حرمش در شب میلادش میخواندند ، عجیب به دلم نشست ... آنقدر در خلوت تکرار گردم تا از حفظ شدم ...

« ای ماه رجب ! چیز عجیبی آشکار کردی و گفته شد : ای رجب المرجب تو راز محرمانه ای را آشکار کردی که مخفی و پنهانی و غایب بود ...

تو پرده ها را کنار زدی و اسراری را آشکار کردی که از دشمنان مخفی نگاه داشته میشد ...

مردم ظاهر شدند و ظاهرشان نقره اما باطنشان زغال بود !

غیر از مردان اندکی که اصالتشان پاکیزه بود و چیزی را نوشتی که با نور بر گونه های حورالعین نوشته میشود و مردم به همین خاطر در قلب خود دچار جهل مرکب شدند . مردی دوستدار است و مردی بی طرف ؛ اما حزب خداوند غالب است ...

و آنان که انکار میکنند فضایل امیر خوبی ها را تا می شنوند آنها را جعلی می پندارند ...

و اگر ذکر فضایل غرور آفرین امیر را برایشان بازگو کنم خشمگین میشوند ...

حال آنکه من اگر خاموش شوم ، در و دیوار که به صدا در آمده و فضایل امیر را خواهند گفت !

آنگاه است که باید منکرینش دستها را بر گوش ها بگذارند که دیگر نشنوند !

و آنگاه است که مصداق صم بکم عمی را میتوانی به عینه مشاهده کنی ... »

میگویم ؛ به برکت و حرمت آمدنش خانه خدا سینه چاک شد... چه جای عجب اگر محبینش مفتون و والهش باشند ؟ ...

خیلی حرفها و نکات بدیع و ناب در ذهن دارم من باب ماه رجب و ان چه که نقطه اتصال آن با مولای جان است اما فرصت محدود است صد حیف ...

روز سیزدهم ... به هر دلیل ... روزی برای بزرگداشت پدران نیز نامگذاری شد ...

ان هم یک روز برایش کم است ...

هر روز ، روزیست برای بالوالدین احسانا ... و خدا میداند چه خبرهاست و چه غوغاییست در دل این کلمه « احسانا » ... و ما هنوز نفهمیده ایم ...

« ربّنا »...

ما را در سایت « ربّنا » دنبال می‌کنید

برچسب: ریسمان,هدایت,خدا, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

صفحه بندی