نفس المهموم

خرید بک لینک

قبلا نوشتن آسان بود...

قبلا روضه نوشتن و خواندن آسان بود...

قبلا که خود را معلمی خوب میدانستم و روضه خوانی دلسوخته حتی!

اما حالا...

فکر میکردم این یک دو روز که هستم هزاران نانوشته دارم که خواهم نوشت...

اما لال شده ام!

هر کار میکنم نمیشود که نمیشود که نمیشود..

تا دست به نوشتن میبرم یاد حاجی میفتم که نه ادعای معلمی داشت و نه روضه میخواند... حال خودش روضه بود...ذره ذره وجودش روضه بود پلک زدن ها و نفس کشیدن هایش روضه بود ...

حاجی مصداق « نفس المهموم » بود ؛ همیشه.

سوز درون و تاثیر نفس از آن چیزهاست که خود حضرات معصومین علیهم السلام باید عنایت کنند وگرنه ...

هرچه روضه می بینم و میشنوم برایم صوری و نمایشی می آیند ...چه در مجالس روضه و چه در رسانه ها...

گرچه حدیث میفرماید حالت بکاء هم مشمول عنایت سیدالشهداء قرار میگیرد اما ...

اصولا آدم یا نباید با صاحب نفس سوزدرون دار روبرو شود یا اگر شد دیگر این روضه ها و نوحه های صوری سیرابش نمیکنند ، آرامش نمیکنند ، بیقرارش نمیکنند ... اصلا هیچ کارش نمیکنند...

نمیدانم باز کی میسر شود دیدارش ... اما آنقدر دلتنگ حال غریب همیشه اش هستم که ثانیه ها برایم اندازه قرنی کش می آیند ...

تمام وجودش روضه بود ؛ حاجی...

و من چگونه میتوانم روضه بنویسم وقتی نفس های حقش آتشم زده ؟...

« ربّنا »...

ما را در سایت « ربّنا » دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 6:26

صفحه بندی